عين القضات در سال 492 قمري چشم به جهان گشود و در سن 33 سالگي در حاليكه نام و شهرتش تمام آفاق را گرفته بود ، بدست جاهلان و متعصبات كوردل دين به دار كشيده شد. شهادت او ، بعد از تحمل تبعيد و حبس او در بغداد به بهانه بي ديني! بود. شهادت و اتهام بي ديني او توسط ابوالقاسم درگزيني ـ وزير سلطان محمود سنجر ـ بود كه اين وزير ملعون ، دانشمندان علم و دين زيادي مانند عين القضات ميانجي و عزالدين اصفهاني را با ترفندهاي گوناگون كشته بود ، هرچند خودش هم به مكافات عملش رسيد و در روزگار طغرل بن محمد بن ملكشاه به امر پادشاه به قتل رسيد. او ، عارف و فيلسوف جهان نام و نابغه جوان را پس از اتهام تكفير به بغداد تبعيد كرد و سپس مجدداً به همدان باز گرداند و به همان بهانه در سال 525 قمري بر سر در مدرسه اي كه تدريس مي كرد ، به دار آويخت و به شهادت رساند.
اگر عمر او دو يا سه برابر عمر كوتاهش می شد ، شايد كسي را ياراي رقابت با نام و آوازه او نبود. فلسفه ، حكمت ، كلام ، عرفان و ادب عربي را تحصيل نمود و تحقيق و تدقيق در آثار امام محمد غزالي نمود. او ، با امام محمد غزالي مراوده و مكاتبه فراوان داشت. مي گويند: امام محمد غزالي ، با آن همه عظمت و شوكت ، عين القضات را نور چشم خود خطاب مي كرد. عين القضات غالباً با تحقيق و تدبر صاحبنظر مي شد نه با تلمذ و شاگردي. آثار و افكار او در30ـ20 سالگي ، نشان از نبوغ خارق العاده ايشان دارد كه پس از نزديك به هزار سال هنوز در سطوح بالاي دانشگاهي ، سنگين و ثقيل است. بيان او پر سوز و گداز همراه با تعبيرات نغز صوفيانه است. در آثار او هيچ اثري از تكلف و تصنع نيست. در تبين مسائل عرفاني به تمثيل مي پردازد.
پايگاه اينترنتي الاسلام درباره او مي گويد: «ابوالمعالي ميانجي ، هو عبدالله بن محمد ابوالمعالي الميانجي نسبه الي الميانج بلده بآذربيجان ، فقيه اديب و احد ممن يضرب بهم المثل في الذكاء.تولي قضا همدان. اتهم بالكفر و صلب بهمذان.»
از آثار بجاي مانده از او مي توان نام برد: يزدان شناخت در مسائل حكمت الهي و علوم طبيعي ، رساله جمالي ، تمهيدات در تمهيد ده اصل تصوف ، زبده الحقايق ، رساله الهي ، لوايح ، رساله 201 فصلي در حقايق عشق و احوال و اعراض آن ، شكوي الغريب عن الاوطان الي العلماء البلدان ، مكاتيب ، رباعيات عين القضات.

